‏نمایش پست‌ها با برچسب بیوگرافی. نمایش همه پست‌ها

لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو



لئوناردو ويلهلم دي‌کاپريو در 11 نوامبر سال 1974 در کاليفورنياي آمريکا به دنيا آمد.
پدرش جورج دي کاپريو نويسنده و مادرش ارمهاين ايندربرکن. اجداد لئوناردو اهل ايتاليا و آلمان بودند. نام لئوناردو توسط مادر او و به خاطر نام لئوناردو داوينچي و هنگامي که نقاشي اين هنرمند را در ايتاليا مشاهده كرد، براي او انتخاب شد.
مادر و پدر لئو هنگامي که او تنها 1 سال داشت از يکديگر جدا شدند و وي همراه مادرش در محله فقيرنشين ايکو پارک که معروف به زاقه‌هاي هاليوود است، زندگي کرد و بزرگ شد.







































دي‌کاپريو بازيگري را در5 سالگي با بازي در مجموعه تلويزيوني امپر روم آغاز کرد اما به علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصميم گرفت تا تحصيلاتش را به طور جدي آغاز کند.
در ابتداي دوران کارش مدير آژانس و مدير برنامه‌هايش به او گوش زد کردند که نام لئوناردو بيش از حد غيرانگليسي و خارجي است و او بايد نامش را به لني وليامز تغيير دهد اما لئوناردو نپذيرفت و با بازي در فيلم زندگي بچه در سال 1993 وارد سينما شد.
















آغاز کار لئوناردو در سال 1989 با بازي در نقش گري بکمن در سريال تلويزيوني بود، در همين هنگام بود که با يکي ديگر از بازيگران سينما توبي مگي آشنا شد. در سال 1993 در نقش توبي در فيلم خوش درخشيد و نامش در فهرست عنوان بهترين هنرپيشه نقش دوم قرارگرفت.
در همان سال با ايفاي زيباي نقش يک معلول ذهني در فيلم گيلبرت گرپ چه مي‌خورد در کنار جاني دپ قرار گرفت که ثمره‌اش کانديد شدن براي جايزه اسکار در سن 19 سالگي‌ بود.

















در سال 1996 دي‌کاپريو در نقش رومئو در فيلم جديد رومئو و ژوليت حاضر شد. اما با اين همه فعاليت و کارنامه خوب هنري فيلم پر سرو صداي تايتانيک (1997 ) بود که او را تبديل به فوق‌ستاره‌اي در دنياي هاليوود کرد. تايتانيک فيلمي بود با 11 کانديداي اسکار با درصد بيشترين فروش فيلم در تاريخ سينما.



























بعد از موفقيت بزرگ تايتانيک او حضوري نچندان دلچسب در فيلم سلبرتي وودي آلن داشت. بعد از آن لئوناردو در فيلم ضعيف ساحل ظاهر شد، فيلمي که از نظر منتقدان و تماشگران راضي کننده نبود.
در سال 2002 دي‌کاپيرو تمرکزاش را روي دو اثر؛ اگر مي‌توني منو بگير به کارگرداني استيون اسپيلبرگ و دارودسته نيويورکي به کارگرداني مارتين اسکورسيزي قرار داد که هر دو فيلم مورد توجه منتقدين قرارگرفت.































بعد از آن نوبت به اثر قابل توجه هوانورد که بر اساس زندگي واقعي هاوارد هيوز تاجر معروف آمريکايي ساخته شده بود، رسيد. دومين کار مشترک اسکورسيزي دومين کانديدايي جايزه اسکار بهترين هنرپشيه نقش اول را براي او به ارمغان آورد.
همچنان دي کاپريو همکاري‌اش را با اسکورسيزي ادامه داد به طوري که خيلي‌ها او را دنيروي جديد اسکور مي‌خواندند.








































دي کاپريو در سال 2005 مشغول همکاري سومش با اسکورسيزي به نام مردگان با حضور ستارگان ديگري چون جک نيکلسون، الک بالدوين و مت ديمون شد.
دي کاپريو فعاليت‌هاي وسيعي براي منابع طبيعي بخصوص حفظ و نگه‌داري گوريل‌ها انجام داده. لئو با موفقيت در سال 2006 مشغول ساختن فيلمي در مورد محيط‌ زيست شد و اين فيلم را به فستيوال كن برد.
وي در سال 2008 با راسل كرو در فيلم مجموعه دروغ‌ها ايفاي نقش كرد.














































برخي از افتخارات هنري دي کاپريو:
• نامزد اسكار بازيگر نقش اول مرد براي فيلم الماس خونين، 2006
• نامزد اسکار بازيگر نقش اول مرد براي فيلم هوانورد، 2005
• نامزد اسکار بازيگر نقش مکمل مرد براي فيلم گيلبرت گريپ چه مي‌خورد، 2004
• برنده جايزه بهترين بازيگر خرس نقره‌اي جشنواره برلين براي فيلم رومئو و ژوليت، 1997






































برخي از آثار هنري لئوناردو دي‌کاپريو:
• جاده انقلابي، 2008
• مجموعه دروغ‌ها، 2008
• الماس خونين، 2006
• مردگان، 2004
• هوانورد، 2004
• اگر مي‌تواني منو بگير، 2002
• دار و دسته‌هاي نيويورکي، 2002
• ساحل، 2000
• شهرت، 1998
• مردي در نقاب آهني، 1998
• تايتانيک، 1997
• اتاق ماروين، 1996
• رومئو و ژوليت، 1996
• خورشيد‌گرفتگي کامل، 1995
• خاطرات بسکتبال، 1995
• سريع و مرده، 1995
• مهماني شليک با پا، 1994
• گيلبرت گريپ چه مي‌خورد، 1993
• زندگي بچه، 1993
• پيچک سمي، 1992



These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

سياوش قميشي




سياوش قميشي (متولد(1324)1945در اهواز و بزرگ شده در تهران)آهنگساز شاعر تنظيم کننده و خواننده اي ست که در بين عموم به عنوان

خواننده و براي خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباري ويژه و متفاوت دارد .





























نخستين وجه يا شايد مهمترين وجه تفاوت آثار سياوش قميشي در ملودي هايش نهفته است . ملودي هاي بسيار متاثر از موسيقي کلاسيک

(اصيل) ايران و در عين حال مبتني بر آکوردهاي غير معمول و کاملا غير ايراني که ترکيبي عجيب و درخشان از موسيقي ايراني و غربي در قالب

ترانه هاي پاپ به وجود آورده است و همچون مهري برجسته برداشت ناب سياوش قميشي را از هنر ايراني با اشرافي جامع بر انواع موسيقي

غير ايراني به نمايش مي گذارد در بيشتر آهنگهاي سياوش رگه هاي روشن و قوي از موسيقي ايراني را مي توان يافت که گرچه روايت جزء به

جزء موسيقي رديفي ايران نيستند اما به خوبي حس ايراني بودن را حتي در ذهن شنونده غير حرفه اي متبادر مي کنند و اين هنر اوست که با

گريز آگاهانه از تکرار سنتي و نخ نما ملودي هاي ظريف ايراني را همچون تارهاي طلا بر پيکره ي ترانه اش مي بافد .
































با کمي دقت در آلبوم ها ي سياوش مي توان بسياري از برداشت هاي آزاد وي از موسيقي کلاسيک ايران را به وضوح مشاهده کرد . در واقع

سياوش قميشي و هم نسلان موفقش آموزش موسيقي را از کودکي به طور خوداگاه يا نا خوداگاه با موسيقي ناب ايراني شروع کردند .

شنيدن روزمره اجراهاي بسيار موثق و اصيل از بزرگان موسيقي ايران در سالهاي (1320 تا 1330) از راديو تهران تجربه اي تکرار نشدني براي هم

نسلان سياوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آينده موسيقي نو ايران بود که به مرور پس از آشنايي با حوزه هاي ديگر موسيقي عملي را

از طريق مراجع و منابع کاملا جدا آموزش ديده و تجربه مي کردند.













































سياوش قميشي خود سالهاي 1970 را در انگلستان (مهد موسيقي راک) گذرانده و آموزش موسيقي ديده است. موسيقي گروههاي بزرگ

غربي و شرايط زماني مکاني فعاليت آنها را از نزديک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. اين آميختگي عملي با

موسيقي روز دنيا در کنار ذهنيت و ناخودآگاه انباشته از ملودي هاي موسيقي ايران, زماني که منشا خلق هنري قرار گرفتند ترکيبي نو و بديع از

ملودي و هارموني را پديد آوردند که پيشتر همانندي نداشت.











































از اين روست که موسيقي سياوش قميشي را يکي از بهترين نمونه هاي هنر هم نسلانش مي دانيم. او با برداشت ويژه اش از انواع موسيقي

و با توجه کامل به موزيک روز دنيا به ويژه در حيطه ي پروگرسيوتنظيم,صداسازي و ميکس به مرز نوآوري و خلاقيتي کامل رسيده و در بيان خود

قوام و دوام يافته است. همکاري با تنظيم کنندگاني آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودي که ايراني نيستند, توانسته اند با موسيقي ايراني

ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجي شخص سياوش در استفاده آگاهانه و هوشمند از صداسازي هاي الکترونيک و ساوند افکت هاي عجيب و بجا

در تنظيم قطعاتش, به موسيقي او تنوعي خاص و رنگارنگي منحصر به فردي بخشيده است که موزيکاليته ي ترانه هاي او را به گونه اي بهتر و

جذاب تر نمايان ميکند.




































از لحاظ شعري, ترانه هايي که سياوش براي کار انتخاب ميکند چند ويژگي اساسي دارند که مهم ترين آنها سادگي و رواني کلام و دوري از

پيچيدگي هاي معماگونه ي شعري است.




































سياوش از ديرباز علاقه اي به استفاده از کلام روشنفکر مابانه و غير مردمي نداشته است و با انتخابي آگاه, به دام ابتذال ناشي از ساده

پسندي و بي هويتي هم نيفتاده است. فضاي ترانه هاي او فضايي روشن و اميدبخش است, به دور از سايه هاي خاکستري و سياه رايج در ترانه

ي نوين ايران.اعتراض موجود در ترانه هاي انتخابي او هم نوع با موسيقي اي, اعتراضي سياه و خمود نيست و از تلخي و شيريني توام برخوردار

است. جالب اين که متقابلا در کارنامه ي هنري سياوش به هيچ رو با ترانه هاي بي معني و سبک سرانه هم مواجه نمي شويم.







































شادترين ترانه هاي او, نه در کلام و نه در موسيقي به مرز انحطاط و ابتذال نزديک نمي شوند و شعر و موسيقي ترانه هاي شاد او هم از حدود

تشخص, حجب و آبرومندي ماخوذ به حيا بيرون نمي روند. مضامين ترانه هاي سياوش عموما مضامين و موضوعات عاطفي در حوزه زندگي فردي

و اجتماعي اند وعشق, زندگي و حرکت در اين ميان نقش محوري و کليدي دارند و داستان هر ترانه هم غالبا با پاياني روشن و اميد بخش همراه

است.





































سياوش در شناخت و کشف ملودي پنهان در شعر استعدادي خداداد دارد و با قوه ي درک ريتم بسيار خوب,ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودي را

براي کارش مي يابد. به همين دليل, در آلبوم هايش همه نوع ترانه با ريتم هاي گوناگون شنيده مي شود, تنوعي که شنونده را دچار ملال

ناشي از يکنواختي آلبوم نمي کند.














































او در اجراي ترانه هايش صاحب سبکي مشخص است. آشنايي عميق با ملودي و تنظيم ترانه اي که آهنگ آنرا بر مبناي توان حنجره و نقاط

ضعف و قوت صداي خود ساخته و ويژگي هاي خاص صدايش اعم از توناليته و موزيکاليته ي صدا, نتيجه ي خوانندگي اش را بسيار درخشان و پر

ثمر کرده است. صداي زخمي و خش دار, آميخته با تحريرها و غلت ظريف آواز ايراني جملات آهنگين را با صميميت و احساسي ژرف و بي غش

مي خواند که گويي شعر و آهنگ تنيده بر هم, از جان خواننده بر مي آيند و بر دل شنونده مي نشينند.
















































به جرات ميتوان گفت هيچ آهنگسازي در موسيقي ترانه ي نوين ايران, در طي سي سال گذشته همانند سياوش قميشي حرکتي رو به جلو و

کمال طلب با حفظ و افزايش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه هاي سياوش قميشي (ترانه به معناي جمع آهنگ و شعر و صدا )

مخاطب عام دارد و اين عموميت به ويژه در بين جوانان ديده مي شود.












































شايد او تنها آهنگساز/خواننده اي ست که هر چه بيشتر کار ميکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تري پيدا مي کند و به زبان موسيقي به

جوانان, زندگي,عشق و نشاط مي بخشد, همچون دوستي همسن در خلوتشان ميخواند و مانند پدري مهربان سنگ صبور درد هاي جواني

شان مي شود.













































همه ما نسل بعد از انقلاب در داخل و خارج کشور با صداي سياوش قميشي زندگي کرده ايم , عاشق شده ايم, گريسته ايم, خنديده ايم و

نفس کشيده ايم با او بوده ايم و او با ما بوده است.






































موسيقي و صداي سياوش همچون زندگي اش ساده, روان و بي پيرايه است و به سادگي در ضمير پاک جوانان مي نشيند و شايد از اين روست

که جوانان بسيار دوستش مي دارند چرا که جواني مظهر سادگي و يکرنگي ست. سياوش قميشي مانند سرزمين زادگاهش انساني آفتابي

است.

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

زیبا بروفه




بيوگرافي زيبا بروفه:

نام اصلي: زيبا

نام خانوادگي اصلي: بروفه



تاريخ تولد: 1354

محل تولد: تهران

مليت: ايران


مدرک تحصيلي: فارغ التحصيل حقوق قضايي

روابط خانوادگي با ديگر هنرمندان

پيام صابري (شوهر)

فارغ التحصيل حقوق قضايي از دانشگاه آزاد اسلامي در سال 1378.

شروع فعاليت سينمايي با بازي در فيلم شب روباه (همايون اسعديان) در سال 1375.

با سريال خانه شلوغ (علي شوقيان، 1373) بازيگري را آغاز کرد.








در تلويزيون با مجموعه زير گنبد کبود (بهمن زرين پور) و سپس با مجموعه دلبندم (رضا عطاران) شناخته شد. اما شايد بهترين نقش آفريني وي در فيلم پر پرواز (خسرو معصومي) باشد. بازي او در اين فيلم شايد يکي از نقاط قوت معدود فيلم باشد که زيبا بروفه به بهترين شکل ممکن از پس آن برآمده است.




اگر زيبا بروفه دست به انتخاب درست بزند شايد در سينما بتواند بسيار موفق تر از تلويزيون باشد بروفه از جمله بازيگرهايي است که هيچگاه نتوانست در سينما به محبوبيتي همپاي تلويزيون دست پيدا کند . اگر چه کارش را از سال 1373 و با مجموعه تلويزيوني خانه شلوغ آغاز کرد و بلافاصله پس از آن به سينما راه پيدا کرد ، اما حضورش گويي ديده نمي شد . تا اينکه سال 1377 از راه رسيد و با مجموعه دلبندم که بسياري با مجيد جان آن را مي شناسند و محصولي براي کودکان بود به يک چهره شاحص تبديل شد .






بروفه در سال 1354 متولد شد و داراي حقوق قضايي از دانشگاه آزاد است . او پس از بازي در کار تلويزيوني علي شوقيان در سال 73 با عنوان خانه شلوغ بازيگري را به صورت جدي آغاز کرد و بعد از آن در فيلم مجموعه شب روباه به کارگرداني همايون اسعديان ظاهر شد . فيلم يک شکست همه جانبه بود و بروفه مجال ديده شدن پيدا نکرد و بعد از آن دوباره به تلويزيون بازگشت و تا سال 79 که دومين حضور جدي سينماي اش رقم خورد در آثار تلويزيوني چون زير گنبد کبود به کارگرداني بهمن زرين پور ، دلبندم ، جادوي مهتاب ،گلهاي سياه و روياي کبود پرداخت که از ميان آنها دو مجموعه دلبندم و روياي مهتاب بيشتر از سايرين مورد توجه قرار گرفت .




در دلبندم که محصول کودکانه بود در کنار مجيد صالحي و يک عروسک با دستاني بلند که همه چيز را اشتباهي تلفظ مي کرد همبازي بود که توانست مخاطبين بسياري پيدا کند . در روياي مهتاب در کنار سعيد آقا خاني ايفا گر زوجي بودند که در يک خانه عجيب زندگي مي کنند . در اين خانه دو روح حضور دارند که هر بار اتفاقي در آنجا شاهد بودبم. ماني و ندا اولين حضور جدي او در سينما محسوب مي شود کاري ساخته پرويز صبري و بازي امين حيايي که درباره عشق به سينما و بازيگري ساخته شده بود. اما اثر گذارترين بازي او تا به امروز بازي در فيلم سينمايي پر پروازدر همان سال 1379 بود که خسرو معصومي با استفاده از شهرت و محبوبيت شادمهر عقيلي ساخته بود. تنهانقطه قوت فيلم حضور زيبا بود و او يک تنه جور همه ضعفهاي اثر را به دوش مي کشد . اگر چه شهرت شادمهر او را گامي به عقب پس مي زند ، اما در جدال با رقيب عشقي اش مرجان شير محمدي يک سرو گردن بالاتر نشان مي دهد .آن سال در مجموعه تلويزيوني دختران به کارگرداني اصغر توسلي که دورنمايه اجتماعي داشت در يک قسمت به عنوان بازيگر مهمان حضور پيدا مي کند و سال بعد در بي همتا به کارگرداني جهانگير جهانگيري به سينما باز مي گردد .





فيلمي ضعيف که هيچ گونه نقطه مثبتي براي بروفه به همراه نداشت. آخرين فيلمي که از وي به نمايش در آمده دوشيزه ساخته
محمد درمنش که با تاخيري دوساله از زمان ساخته اکران شده و شکست سنگيني را متحمل مي شود . سال 82 با بازي در يک نقش محوري در مجموعه تلويزيوني طلسم شدگان در کنار بزرگاني چون مهدي هاشمي و پرويز پور حسيني به عنوان نامزد و بعدها به عنوان همسر امين زندگاني حضور موفق را رقم مي زند و دوباره به اوج بازمي گردد. او مدتها ست با پيام صابري گريمور ازدواج کرده است و آخرين سريال تلويزيوني وي هم ريحانه کاري از سيروس مقدم مي باشد که يکي ديگر از کارهاي خوب وي مي باشد

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

پژمان بازغي





پژمان بازغي ، متولد 19/5/1353 در يک خانواده 5 نفره در تهران به دنيا آمده است. اصل و ريشه خانوادگي اش به شمال ايران و به شهر لاهيجان بر مي گردد.
در دوران کودکي به واسطه شغل پدرش در شهرهاي مختلف زندگي کرده و تجربيات زيادي را بدست آورده است.



پس از تولد 4 سال در تهران و در منازل سازماني نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران زندگي کرده و همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به شهر رشت مي رود. با شروع جنگ و اعزام پدرش براي محافظت مرزهاي آب ايران و خليج هميشگي فارس به بوشهر رفته.



با پايان جنگ به تهران باز مي گردد. پس از قبولي در دانشگاه آزاد در لاهيجان براي تحصيل رشته مهندسي معدن به آنجا بر مي گردد و از همانجا با سينما آشنا مي شود.



در سال 1373 با ورود به سينماي جوانان مرکز گيلان در اولين فيلمش با نام اعتراف ساخته مجيد زيم خواه باز مي کند. پس از آن به استخدام آژانس دوستي در مي آيد و به مدت 2 سال همراه بازيگران خوب اين مجموعه علي تاخصوص مرحوم حسين پناهي به ايفاي نقش مي پردازد.



بعد از آژانس به سراغ جواني مجيد قاريزاده مي رود و با مسعود جعفر جوزاني به بلوغ مي رسد پس از آن به گروه ويژه مهرداد خوشبخت مي پيوندد و گمگشته اش را با رامبد جوان پيدا مي کند.



وي همراه سيروس مقدم با دريايي ها سفر مي کند و در سال 80 براي نجات دختري در قفس با قدرت الله صلح ميرزايي همراه مي شود پس از آن به دوئل با استاد بزرگوارش احمدرضا درويش مي پردازد و با تارا و تب توت فرنگي سعيد سهيلي و سربازهاي جمعه کيميايي کارش را به پايان مي رساند. پس از سايه آفتاب ، نفس تازه مي کند و در حال حاضر نيز با سامان مقدم براي سال آينده نفستو حبس کن را آماده مي کند.



برادر کوچکترش هم علاقه زيادي به اين پرده نقره اي دارد و در 2 فيلم پسران مهتاب و شب برهنه سعيد سهيلي بازي کرده است.

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بهرام رادان








متولد 1358
مدرک تحصيلي: کارشناس مديريت بازرگاني
در سال 1378 در آموزشگاه هيوا فيلم بازيگري را آموخت.
در اولين حضور سينمايي تنها به واسطه چهره اش شناخته شد: « شور عشق »
اما فيلم به فيلم به دانش سينمايي خود افزود و توانست فوت و فن بازيگري را بياموزد تا اينکه در چهارمين نقش آفريني اش کانديد دريافت تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن خانه سينما شد: « آواز قو »
دو سال بعد در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را تصاحب کرد: « شمعي در باد »
بازي تحسين برانگيز و تاريخي او در « سنتوري » دومين سيمرغ بلورين را براي او به ارمغان آورد.









مجموعه آثار:

شور عشق (نادر مقدس، 1378)
آبي (حميد لبخنده، 1379)
ساقي (محمدرضا اعلامي، 1379)
آواز قو (سعيد اسدي، 80-1379)
طلوع تاريک (فيلم کوتاه، ابراهيم شيباني، 1380)
رز زرد (داريوش فرهنگ، 1381)
عطش (محمدحسين فرح بخش، 1381)
گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)
شمعي در باد (پوران درخشنده، 1382)
سربازهاي جمعه (مسعود کيميايي، 1382)
رستگاري در هشت و بيست دقيقه (سيروس الوند، 1383)
ازدواج صورتي (منوچهر مصيري، 1383)
گيلانه (رخشان بني اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383)
حکم (مسعود کيميايي، 1383)
تقاطع (ابوالحسن داودي، 1384)
خون بازي (رخشان بني اعتماد، محسن عبدالوهاب، 1383)
سنتوري (داريوش مهرجويي، 1385)
چهار انگشتي (سعيد سهيلي، 1385)
کارناوال مرگ (رضا اعظميان، 1385)
کنعان (ماني حقيقي، 1386)
ترديد (واروژ کريم مسيحي، 1386)









جشنواره ها و جوايز:

برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم( سنتوري ) 1385
برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد از بيست و دومين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم ( شمعي در باد) 1382
کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد از پنجمين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم( آواز قو ) 1380

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

کتایون ریاحی










نام اصلي: کتايون
نام خانوادگي اصلي: رياحي
تاريخ تولد: 1340
محل تولد: تهران
مليت: ايران
مدرك تحصيلي: ليسانس ادبيات و مردم شناسي





بخشي از فيلم شناسي:

1382 تارا و تب توت فرنگي ( سعيد سهيلي ) [بازيگر]

1382 اين زن حرف نمي زند ( احمد اميني ) [بازيگر]

1381 بانوي من ( يدالله صمدي ) [بازيگر]

1381 جايي ديگر ( مهدي کرم پور ) [بازيگر]

1380 شام آخر ( فريدون جيراني ) [بازيگر]

1375 لاک پشت ( علي شاه حاتمي ) [بازيگر]

1374 ماه مهربان ( قاسم جعفري ) [بازيگر]

1371 تماس شيطاني ( حسن قلي‌زاده ) [بازيگر]

1371 قافله ( مجيد جوانمرد ) [بازيگر]

1369 آپارتمان شماره 13 ( يدالله صمدي ) [بازيگر]

1369 حکايت آن مرد خوشبخت ( غلامرضا حيدرنژاد ) [بازيگر]

1367 آخرين لحظه ( فرخ انصاري بصير ) [بازيگر]

1367 کشتي آنجليکا ( محمدرضا بزرگ نيا ) [بازيگر]

1366 پاييزان ( رسول صدرعاملي ) [بازيگر]

1366 غريبه ( رحمان رضايي ) [بازيگر]







جوايز و انتخابها

کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 20 جشنواره فيلم فجر (مسابقه سينماي ايران) - سال 1380 ]


کانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 7 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1382 ]


کانديد تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن (شام آخر)

[ دوره 6 جشن خانه سينما (مسابقه) - سال 1381 ]


کانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 4 منتخب سايت ايران اکتور (بهترين هاي سال) - سال 1383 ]


کانديد لوح زرين بهترين بازيگر زن (شام آخر)

[ دوره 3 منتخب سايت ايران اکتور (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]


پنجمين بازيگر نقش اول زن سال (اين زن حرف نمي زند)

[ دوره 18 منتخب نويسندگان و منتقدان (بهترين هاي سال) - سال 1382 ]

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

سحر ولدبيگي



نام: سحر ولدبيگي
تاريخ تولد: 1356
فرزند مسعود ولدبيگي (چهره پرداز و بازيگر)
ديپلم اداري بازرگاني از هنرستان شهيد مدرس.
گذراندن دوره بازيگري زيرنظر امين تارخ در سال 1375.
فعاليت در تلويزيون در سال 1376.
شروع فعاليت سينمايي با فيلم « ازدواج غيابي » (کارگروهي) به عنوان بازيگر در سال 1379.




مجموعه آثار:
ازدواج غيابي (کار گروهي، 1379)
قلقلک (مسعود نوابي، 1384)
اگه مي توني منو بکش (شاهد احمدلو، 1384)




مجموعه هاي تلويزيوني:
سلام زندگي (1375)
ب، مثل بهار (1377)
قصه هاي شهرک (1378)
قليدون (1378)
پسرخاله ها (1379)
دختران (اصغر توسلي، 1380)
پاورچين (مهران مديري، 1381)
نقطه چين (مهران مديري، 1382)
زندگي به شرط خنده (مهدي مظلومي، 1384)

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بیل گیتس


ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس، در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل، مرکز ایالت واشنگتن آمریکا به دنیا آمد. او و پل آلن شرکت مایکروسافت را پایه ریزی نمودند. گیتس به‌عنوان مدیر عامل و مدیر معماری نرم افزار در شرکت مایکروسافت فعالیت کرده‌است و دارای بیشترین سهام (معادل ۸٪) می باشد.


بر اساس مجله فوربس بیل گیتس در سال ۲۰۰۸ میلادی، سومین مرد ثروتمند جهان پس از وارن بافت سرمایه‌دار آمریکایی و کارلوس اسلیم بازرگان مکزیکی است. وی تا پیش از این بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ میلادی ثروتمند‌ترین مرد جهان بود و دارایی‌های او معادل ۶۵ میلیارد دلار برآورد شده بود. در مجموع، ثروت خانواده گیتس بعد از خانواده والتون وارثان وال مارت و بنیانگذارش سم والتون در رتبه دوم قرار دارد. در ژانویه 2007 مجله فورچون اعلام کرد که ثروت کارلوس اسلیم، میلیاردر مکزیکی، از ثروت بیل گیتس پیشی گرفته‌ بوده است.


بیل گیتس در دنیا به‌عنوان بنیانگذار تحول در رایانه‌های شخصی بسیار مشهور است. نحوه تجارت بیل گیتس به دلیل اینکه قدرت رقابت را از رقیبان سلب کرده‌است همواره مورد انتقاد بوده‌است و در زمان هایی نیز از او به این دلیل شکایت شده‌است. گیتس همواره تلاشهای خیرخواهانه متعددی را نیز تعقیب کرده‌است و در این راستا بنیاد بیل و ملیندا گیتس را در سال ۲۰۰۰ تأسیس کرده‌است.


These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بيوگرافي نگار فروزنده




نام: نگار فروزنده
تاريخ تولد: 1357
متولد 1357 درشميران. ديپلم علوم انساني. يك دوره كلاس بازيگري را زير نظر حميد سمندريان گذراند.
پس از بازي در فيلم ها و مجموعه هاي نچندان موفق، شانس حضور در دو فيلم از داريوش مهرجويي را پيدا كرد. اما پس از آن همچنان در

انتخاب نقشها چندان دقت به خرج نمي دهد.
او بهترين نقش آفريني اش را در فيلم « كافه ستاره » ثبت كرد.

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بيوگرافي آناهيتا همتي


بيوگرافي آناهيتا همتي
تاريخ تولد: 1352
داراي مدرك تحصيلي ديپلم.

در سال 1372 با نمايش تنبورنوازان (هادي مرزبان) بازي در تئاتر را آغاز كرد. و در سال 1374 با بازي در مجموعه تلويزيوني دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه هاي بسياري بازي كرده است.

آناهيتا همتي بازي در سينما را در سال 1375 و با فيلم به نمايش درنيامده افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي) آغاز كرد و الين فيلمي كه از او بر پرده سينماها به نمايش درآمد در سال 1378 و با نام عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده) بود.

آناهيتا همتي هيچگاه ندرخشيد. هيچگاه آنطور كه بايد ديده نشد، اما حضور فعالش در تلويزيون و بازيهاي روان و راحت او باعث شده تا همچنان پركارترين بازيگر تلويزيوني باشد.

شايد بهترين و ماندگارترين حضورش در تلويويون مربوط به بازي مجموعه تلويزيوني « كلانتر (محسن شامحمدي)» بود.

فيلم شناسي:

افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي، 1375)

عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده، 1377)

دختري به نام تندر (حميدرضا آشتياني پور، 1379)

قلبهاي نا‌آرام (مجيد مظفري، 1380)



بخشي از مجموعه هاي تلويزيوني:

دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي، 1374)

بهشت گمشده (كامران قدكچيان، 1375)

كهنه سوار (اكبر خواجويي، 1376)

چراغ جادو (يك قسمت، همايون اسعديان، 1379)

برگبار (اكبر خواجويي، 1379)

روزهاي مهتابي (سپهر محمدي، 1379)

خانه آرزوها (سيامك سهيلي زاده، 1380)

نسيم رويا (1381)

كلانتر (محسن شاه محمدي، 1381)

كلانتر (محسن شاه محمدي، 1385)

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

زیدان



زین*الدین یزید زیدان (زاده*ی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو) فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایری**الاصل) است که در میانه*ی میدان بازی می*کند و عموماً به

عنوان یکی از به*ترین بازی*کنان تاریخ فوتبال شناخته می*شود. او تا بحال برای تیم*های باشگاهی همچون یوونتوس و رئال مادرید و تیم ملی فرانسه به میدان آمده است.
او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزه*ی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزه*ی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزه*ی پرارزش*ترین بازی*کن جام باشگاه*های اروپا و یک بار

جایزه*ی به*ترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملت*های اروپا, جام باشگاه*های اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو

می*توان او را از پرافتخارترین بازی*کنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاه*های اروپا گل زده است.

زیدان قرار است پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کند و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او خواهد بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفه*ای

او. در همین فینال بود که ضربه*ی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالی*ترین لحظات تاریخ زندگی*اش را در آخرین لحظات عمر حرفه*ای*اش رقم زد.

زیدان فوتبال حرفه*ای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 این*جا بازی می*کرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان

آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرح*ترین باشگاه*های فرانسه پیوست.

پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل

پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلی*ترین* ستاره*های تیم, بدل شد. *

او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سال*های 1997 و 1998, در فینال جام باشگاه*های اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس

هر دو را شکست خوردند).

زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.

در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقال*های تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بی*سابقه بود. او در سال*

هایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگ*ترین ستارگان جهان به داشتن “کهکشانی” از بازی*کنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهم*ترین ستاره*های این کهکشان بود

و از سایر ستاره*های نورانی آن می*شود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.

زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.

اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاه*های اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار می*شد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر

هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاه*های اروپا را نیز به کارنامه*اش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین

گل*های تاریخ فوتبال شمرده می*شود.

زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام می*گرفت,

هم*تیمی*های او لباس ویژه*ای پوشیده بودند که عنوان “زیدان, از 2001 تا 2006″ را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3

-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را

به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام “زیدان, چهره*ای از قرن بیست و یکم” شد.

زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین می*توانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان

خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک “به اندازه کافی سریع نیست".

به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی

بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد

افتخارات



جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006)

جام ملت*های اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000)

جام باشگاه*های اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید)


لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس)

لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید)

جام بین*قاره*ای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)

سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)

سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس)

سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید)

جایزه*ها و افتخارت شخصی

سه بار بهترین بازی*کن سال جهان از سوی فیفا (در 1998, 2000 و 2003)

یک بار بهترین بازی*کن سال اروپا (توپ طلایی) از مجله*ی “فرنس فوتبال” (در 1998)

یک بار باارزش*ترین بازی*کن جام باشگاه*های اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید)

یک بار به*ترین بازی*کن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان)

به*ترین بازی*کن نیم*قرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا)

شوالیه*ی لژدواونور از 1998

حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004

زندگی شخصی

زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوان*ترین فرزند خانواده*ی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگ*تر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام

داشتند و نسب*شان به روستایی در الجزایر برمی*گشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا می*کرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از “حرکی"ها بوده است (

یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیده*اند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در

زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را می*توان “مسلمان اسمی” نامید.

زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیایی*الاصل, ازدواج کرد.
آن*ها چهار فرزند به نام*های انزو (زاده*ی 24 مارس 1995), لوکا (زاده*ی 13 می 1998), تئو (زاده*ی 18 می 2002) و الیاس (زاده*ی 26 دسامبر 2005) دارند.

زیدان 185 سانتیمتر قد دارد.

زیدان هنگام انتقال از یوونتوس به رئال مادرید با قیمت 47 میلیون پاوند لقب “گران*ترین بازی**کن تاریخ فوتبال تا آن هنگام” را به دست آورد.

34امین تولد زیدان مصادف با آخرین بازی فرانسه در مرحله*ی گروهی جام جهانی 2006 مقابل توگو بود. اما زیدان این بازی را به علت دریافت دو کارت زرد در دو بازی قبلی از دست داد. بهر

صورت فرانسه در غیاب او نیز موفق به به پیروزی 2-0 شد و به مرحله*ی بعدی راه یافت.

زیدان با شرکت*هایی همچون لگو, آدیداس, کریستیان دیور, ژنرالی, فرانس تله*کوم, اورنج, آئودی و فورد همکاری تبلیغاتی داشته است و از ثروت*مندترین ورزش*کاران جهان بوده است

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بیوگرافی نیکی کریمی






نام : نيکي کريمي
تاريخ تولد : 1350
مدرک تحصيلي: ديپلمه
او به خاطر بازي در فيلم دوزن جايزه بهترين بازيگر زن را
از جشنواره تايورمينا (ايتاليا، 1999) دريافت کرد.
- او فيلم کوتاه داشتن و نداشتن را هم کارگرداني کرده است.
- او براي بازي در فيلم نيمه پنهان از بيست و پنجمين جشنواره فيلم
قاهره جايزه بهترين بازيگر را دريافت کرد.
- پس از ده سال نامزدي براي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر
از دوره هاي مختلف جشنواره فيلم فجر، سرانجام در بيست و يکمين
جشنواره بين المللي فيلم فجر نيکي کريمي براي بازي در فيلمهاي
واکنش پنجم و ديوانه اي از قفس پريد اين جايزه را دريافت کرد

زاده سال1350 در تهران است. او از دوران دبستان بازي در گروه‌هاي کوچک تئاتري را آغاز کرد. نخستين نقش سينمايي‌اش را در سال 1368 در فيلم «وسوسه» به کارگرداني جمشيد حيدري به دست آورد. اما نخستين حضور جدي‌اش را ميتوان در فيلم «عروس» به کارگرداني بهروز افخمي در سال 1369 دانست. او و ابوالفضل پورعرب را اولين جوانان سينماي ايران پس از انقلاب مي‌دانند.
‍پس از آن، کريمي در دو فيلم مهم از داريوش مهرجويي به نام‌هاي «سارا» و «پري» بازي کرد. بازي‌اش در فيلم «سارا» اقتباسي از «خانه عروسک» اثر هنريک ابسن بود، برايش جايزه بهترين بازيگر زن جشنواره‌هاي سن سباستين و نانت را به ارمغان آورد.
در همان سال براي تحصيل در رشته طراحي به آمريکا رفت و تا زمان بازي در فيلم «پري اثر داريوش مهرجويي به ايران بازنگشت. بازي‌اش در اين فيلم که اقتباسي از کتاب «فرني و زويي» اثر سلينجر بود مورد توجه قرار گرفت و براي بار سوم در جشنواره فيلم فجر نامزد سيمرغ بلورين شد.
پس از بازي در چند فيلم از کارگرداناني چون ابراهيم حاتمي‌کيا، بهروز افخمي و داريوش فرهنگ در سال1377 در فيلم «دو زن»به کارگرداني تهمينه ميلاني بازي کرد. او با بازي در اين فيلم، به بازيگر ثابت چند فيلم بعدي تهمينه ميلاني با مايه‌هاي فمينيستي تبديل شد و اين همکاري تا فيلم «واکنش پنجم» ادامه يافت. کريمي براي پنجمين بار براي فيلم «دو زن» نامزد دريافت سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر شد. و جايزه بهترين بازيگر زن را به خاطر بازي در همين فيلم از جشنواره تائورمينا ايتاليا گرفت.
پس از اينکه دستياري عباس کيارستمي‌را در فيلم «A.B.C. Africa» به عهده گرفت، در سال 1380 فيلم کوتاه مستندي با مضمون نازايي با عنوان «داشتن يا نداشتن» ساخت که برنده جايزه باران شد. در سال 1381 در دو فيلم ««ديوانه‌اي از قفس پريد» به کارگرداني احمد‌رضا معتمدي و «واکنش پنجم» به کارگرداني تهمينه ميلاني بازي کرد که به خاطر بازي در اين دو فيلم جايزه سيمرغ بلورين جشنواره فجر را گرفت.
او براي اولين بار در فيلم «باج خور» اثر «فرزاد مؤتمن» در يک نقش منفي بازي کرد.
در سال 1383 اولين فيلم بلندش به نام «يک شب» را کارگرداني کرد

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بیو گرافی سید جواد هاشمی



سیدجواد هاشمی متولد 1344 تهران و فارغ التحصیل رشته کارگردانی از دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال 1373 می باشد. اولین کار جدی تأتر وی «حج ابراهیم حج عاشورا» 1358، اولین کار سینمائی وی «پرواز در شب» 1365، اولین کار تلویزیونی وی «سیمرغ» 1371، و آخرین کار وی «دولت عشق» در نقش شهید رجائی می باشد. کار تلویزیونی 3ـ5ـ2 محصول شبکه دوم سیما در مقام بازیگری و سریال های «مظلوم اول»، «تنها» و« افسون» در مقام نویسندگی و کارگردانی کار شده است. سریال «بسوی خورشید» کار آقای جعفر سیمائی در مقام آهنگساز، فیلم سینمائی «پرواز روح» و فیلم سینمائی «تشنه» ساخته‌های آقای حسین جامی در مقام آهنگساز از دیگر کارهای وی می باشد.

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بیو گرافی رضا كیانیان



رضا كیانیان

تاریخ تولد: 1330

رضا كیانیان
تاریخ تولد: 1330
مدرك تحصیلی: فارغ التحصیل تئاتر از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
از سال 1345 بازیگری تئاتر را آغاز كرد و در نمایش های آنتیگونه، خرده بورژوا، چهره های سیمون ماشا، ازدواج آقای می سی سی پی، یادگار سالهای شن و... بازی كرد.

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

حاج محسن قرائتی


نام : قرائتي، محسن (1324هـ.ش- )
محل تولد : كاشان
دين/مذهب : شيعه
فعاليتها : برنامه سخنراني در تلويزيون، رئيس نهضت سوادآموزي
زندگينامه : پس از تحصيلات ابتدايي، جهت فراگيري علوم حوزوي به قم عزيمت نمود و تا سال 1342 مشغول به تحصيل بود. در حوزه قم از محضر اساتيدي همچون آيات: فاضل لنكراني، حسين نوري، مؤمن قمي، ستوده، صلواتي و رضواني بهرمند گرديد. سال 1358 به صدا و سيما رفت و برنامه درسهايي از قرآن را آغاز نمود.هم اكنون رئيس نهضت سوادآموزي و ستاد اقامه نماز است.
منبع : گلستان قرآن، ش 66، ص 29

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

زندگی نامه علی دایی


زندگی نامه علی دایی
علی دایی متولد ۱ فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن ایرانی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. تا پایان جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکن اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود. دایی

۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازی‌های ملی در تاریخ فوتبال جهان است.
دایی سابقهٔ بازی در تیم‌های آلمانی همچون بایرن مونیخ را دارد و به همراه این تیم به نایب قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا دست یافته‌است. او اکنون در باشگاه سایپا به عنوان یکی از

مدیر های تیم سایپا فعالیت می‌کند.


● باشگاهی
دایی، فوتبال را از باشگاه‌های کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد . اوپس از قبولی در دانشگاه صنعتی شریف و اقامت در تهران به تیم تاکسیرانی تهران

پیوست. او سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که او مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.
دایی بعدها به پرسپولیس تهران و سپس السد قطر پیوست و از این این تیم راهی اروپا شد و همراه با کریم باقری به آرمینیا بیله‌فلد باشگاه آلمانی و خداداد عزیزی به اف سی کلن

پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. فرانس بکن‌بائر رییس باشگاه بایرن مونیخ علی دائی را برای این باشگاه انتخاب کرد و وی را مهاجمی در سطح جهانی قلمداد کرد. حضور

دایی در بایرن مونیخ آلمان نقطه‌ اوج فوتبال او بود، زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی در یک باشگاه معتبر نظیر بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام

باشگاه‌های اروپا رفت و در نهایت مدال نقرهٔ آن بازی‌ها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی فینال به میدان نیامد.
او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن ۹ از اصلی‌ترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاه‌های اروپا بازی کرد و دو بار دروازهٔ چلسی و یکبار دروازهٔ

آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاه‌های اروپایی راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.
علی دایی با باشگاه سایپا به عنوان بازیکن و سرمربی تیم سایپا فعالیت خود را آغاز کرد. این تیم توانست در خرداد ماه ۸۶ قهرمانی ششمین لیگ برتر را به دست آورد. او همزمان با

قهرمانی سایپا در روز ۲۸ می ۲۰۰۷(۷ خرداد ۱۳۸۶) بازدن گل قهرمانی سایپا که آخرین گل اقای گل جهان بود از بازی کردن فوتبال برای همیشه خداحافظی کرد.
علی دایی در سال‌های اخیر همواره بازیکن اصلی ایران و کاپیتان این تیم بوده‌است. او بیشترین بازی ملی و بیشترین گل زدهٔ تاریخ تیم ملی را دارد (گل‌های زدهٔ او در میان تمام تیم‌های

جهان نیز اول است).
او در جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ امارات به همراه باقری و عزیزی از بهترین ستارگان ایران بود.
او در بازی معروف ایران و استرالیا در بازی پلی اف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه پاس گل دوم ایران را برای خداداد عزیزی ارسال کرد و این گل باعث راهیابی ایران به جام جهانی شد.
او به همراه ایران در دو جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به میدان آمد و تا به حال در۵ بازی ایران در این بازی‌ها شرکت کرده‌است. این پاس دایی بود که زمینه‌گذار گل مهدوی‌کیا به

آمریکا در جام جهانی ۹۸ شد.
از نقاط اوج دوران ورزشی دایی را می‌توان روز ۱۴ نوامبر ۲۰۰۴ دانست. او در این روز و در مسابقات مقدماتی راهیابی به جام جهانی ۴ بار دروازهٔ لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان

اولین فوتبالیست تاریخ جهان که ۱۰۰ گل در بازی‌های ملی به ثمر رسانده ثبت کند.علی دایی در لیگ برتر ایران در سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربی و بازیکن توانست تیم سایپا را به قهرمانی

برساندو توانایی های خود را به رخ منتقدان بکشد و بر افتخارات خود بیافزاید.
● تیم‌های باشگاهی
▪ سلمان آباداردبیل، تاکسی‌رانی، بانک تجارت، پرسپولیس (ایران)
▪ آرمینیا بیله‌فلد، بایرن مونیخ، هرتابرلین (آلمان)
▪ السد (قطر)
▪ پرسپولیس، صبا باتری (ایران)
▪ سایپا تهران
● بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی
وی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بین‌المللی است. او هم‌چنین بهترین گلزن در تاریخ بازی‌های آسیایی است. در دور مقدماتی جام جهانی سال ۱۹۹۸ هم،

او با به ثمر رساندن 38 گل در 56 بازی در رتبه‌ی اول قرار داشت.
در سال ۱۹۹۶ با به ثمر رساندن ۲۰ گل، دایی به عنوان بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی توسط فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) معرفی گردید. در ضمن دایی اولین گلزن آسیایی

جام باشگاههای اروپا است ازجمله گلهای بیادماندنی او دوگل اوبه چلسی وتک گل او به آث میلان در لیگ قهرمانان اروپا که باعث صعودتیم هرتابرلین به مرحله بعد لیگ قهرمانان شد
● زندگی شخصی
علی دایی در اردبیل متولد شد. او بعدها به دانشگاه صنعتی شریف راه یافت و لیسانس خود را در رشتهٔ متالورژی دریافت کرد. همچنین وی به تازگی ازدواج کرده‌است. علی دائی علاوه بر

فوتبال در تجارت نیز مردی موفق بوده‌است. وی گرداننده چندین شرکت بزرگ و رستوران‌های متعدد است. دائی هیچ گاه از خرج کردن ثروت خود در راه کمک به افراد بی بضاعت و امور خیریه

دریغ نورزیده‌است. این فوتبالیست برجسته ایرانی طی سالهای اوج فوتبال خود بارها در مسابقات فوتبال با نیات خیرخواهانه به میدان رفته‌است، از جمله در دیدار ستارگان فوتبال جهان و

تیم منتخب بوسنی با همراهی روبرتو باجو و دیگر ستاره‌های افسانه‌ای فوتبال. او همچنین همراه بامادلین آلبرایت و دیوید بکام باسازمان یونیسف همکاری داشته‌است.
دایی همچنین دارای تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی است.
● عضویت درفیفا
علی دائی توانست برای اولین بار یک بازیکن ایرانی باشد که عضو کمیته بین المللی فوتبال فیفا گردد و فوتبال ایران رادرعرصه بین‌المللی مطرح کند.

منبع:p30-4all.mihanblog.com

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

فرامرز قریبیان


فرامرز قريبيان
نام و نام خانوادگي : فرامرز قريبيان
سال تولد : هزار و سیصد و بیست
محل تولد : تهران
او يکي از هنرپيشه هاي مطرح سينماي ايران در دهه هاي پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد است.
او همسر مينا خيامي و پدر محمد سام قريبيان (بازيگر و مجري) مي باشد.
داراي تحصيلات ناتمام در رشته بازيگري مدرسه ويرژوال آرت آمريكا است.
وي فعاليت سينمايي را با دستياري كارگردان و ايفاي نقش كوتاهي در فيلم بيگانه بيا ساخته مسعود کيميايي در سال 1347 آغاز كرد. سپس به دليل مسافرت به خارج از کشور چند سالي از سينما دور بود.
در سال 1351 بار ديگر در فيلمي از مسعود کيميايي به نام خاکبازي کرد و بازي خوب و روانش در فيلم گوزنها در کنار بازي قدرتمندانه بهروز وثوقي، نام او را سر زبانها انداخت.
پس از انقلاب و در دهه شصت در فيلمهاي بسياري بازي کرد و موفق شد از جشنواره ششم فيلم فجر جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد را براي بازي در فيلم ترن دريافت کند.
او در ضمن در سال 1365 طعم کارگرداني را هم با فيلم قابل قبول جدال در تاسوکي چشيده است.
در اوايل دهه هفتاد و در سال 1370 پس از 15 سال بار ديگر در فيلمي از مسعود کيميايي بازي کرد: ردپاي گرگ؛ يک بازي ماندگار در فيلمي ماندگار. اما فرامرز قريبيان مزد بازي خوبش در اين فيلم را از

جشنواره يازدهم فيلم فجر بخاطر بازي در فيلم بندر مه آلود گرفت.
قريبيان در سال 1374 دومين فيلم خود را کارگرداني کرد. قانون يک فيلم پليسي معمولي بود که براي قريبيان امتيازي به حساب نمي آمد. اما قريبيان توانايي هايش در امر کارگرداني را در سال 1378 و با فيلم

چشمهايش به همگان ثابت کرد. فيلمي شسته رفته با فصلهايي ماندگار با نگاه به داستان داش آکل صادق هدايت.
فرامرز قريبيان سومين سيمرغ بلورينش را در جشنواره هجدهم فيلم فجر را براي بازي در ملودرام خوش ساخت مرد باراني بدست آورد.
دو بازي آخر او از ماندگارترين نقش آفريني هاي کارنامه هنري اوست: رقص در غبار و شهر زيبا.

فيلم سينمايي :
بيگانه بيا (مسعود کيميايي، 1347)
خاک (مسعود کيميايي، 1351)
صلوة ظهر (سعيد مطلبي، 1353)
چشم انتظار (مهدي ژورک، 1354)
وقتي كه آسمان بشكافد (فتح الله منوچهري، 1355)
گوزنها (مسعود کيميايي، 1354)
غزل (مسعود کيميايي، 1355)
سرباز (محمدرضا فاضلي، 1356)
خاتون (رضا ميرلوحي، 1356)
هجرت (ميلاد، 1357)
سايه هاي بلند باد (بهمن فرمان آرا، 1357)
امشب اشكي مي ريزد (منوچهر مصيري، 1357)
جنگ اطهر (محمد علي نجفي، 1358)
بازرس ويژه (منصور تهراني، 1360)
عفريت (فرشيد فلک نازي، 1361)
سفير (فريبرز صالح، 1361)
پرونده (مهدي صباغزاده، 1362)
پايگاه جهنمي (اکبر صادقي، 1363)
ريشه در خون (سيروس الوند، 1363)
سناتور (مهدي صباغزاده، 1363)
آوار (سيروس الوند، 1364)
گردباد (کامران قدکچيان، 1364)
سمندر (محمود کوشان، 1364)
گمشده (مهدي صباغزاده، 1364)
ترن (امير قويدل، 1366)
کمينگاه (سيروس تسليمي، 1366)
کاني مانگا ( سيف الله داد، 1366)
دلار (ناصر مهدي پور، 1367)
مرگ پلنگ (فريبرز صالخ، 1368)
فيل در تاريکي (1368)
انفجار در اتاق عمل (رحيم رحيمي پور، 1370)
تبعيدي ها (جهانگير جهانگيري، 1370)
دو نفر و نصفي (يدالله صمدي، 1370)
گريز (ناصر مهدي پور،1371)
طعمه (فرامرز صديقي، 1371)
بندر مه آلود (امير قويدل، 1371)
ردپاي گرگ (مسعود کيميايي، 1371)
ترانزيت (علي سجادي حسيني، 1372)
آخرين خون (منوچهر مصيري، 1372)
مي خواهم زنده بمانم (ايرج قادري، 73/1372)
منطقه ممنوعه (رضا جعفري، 1373)
شريک زندگي (سيد علي خوش نشين،1373)
تجارت (مسعود کيميايي، 1373)
مرواريد سياه (شفيع‌ آقا محمديان، حبيب الله بهمني، 1373)
دايره سرخ (جمال شورجه، 1374)
قانون (فرامرز قريبيان، 1374)
روز ديدار (سيد علي خوش نشين، 1374)
دشمن (عباس بابويهي، 1374)
اشک و لبخند (شاپور قريب، 1374)
روي خط مرگ (مجيد جوانمرد، 1375)
در سرزميني ديگر (شفيع آقامحمديان، 1375)
ارابه مرگ (رضا قهرماني، 1375)
ياغي (جهانگير جهانگيري، 1376)
تار هاي نامرئي (حبيب الله بهمني، 1376)
خط ها و سايه ها (بهروز فرجي، 1377)
چشم عقاب (شفيع آقامحمديان، 1377)
مرد باراني (ابوالحسن داودي، 1378)
چشمهايش (فرامرز قريبيان، 1378)
رقص در غبار (اصغر فرهادي، 1381)
شهر زيبا (اصغر فرهادي، 1382)
گزارش مريم (اسماعيل براري، 1384)
روياي خيس (پوران درخشنده، 1384)
کارناوال مرگ (رضا اعظميان، 1385)
سيف الله (فريبرز کامکاري، 1385)
رئيس (مسعود کيميايي، 1385)
ارابه مرگ (رضا اعظميان، 1385)

مجموعه مجموعه تلويزيوني :
نيستان (حسين مختاري، 1380)

کارگردان :
چشمهايش (1378)
قانون (1374)
جدال در تاسوكي (1365)

تهيه کننده :
چشمهايش (1378)
قانون (1374)
جدال در تاسوكي (1365)


These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بیوگرافی استاد بنان



بیوگرافی استاد بنان
در ارديبهشت ماه سال هزار و دیویست و نود خورشيدي در تهران خيابان زرگنده ( قلهك ) ؛ در خانواده يي متعين و صاحب جاه ، به دنيا آمد . پدرش كريم خان بنان الدوله نوري و مادرش دختر شاهزاده محمد تقي
ميرزا ركني ( ركن الدوله ) برادر ناصر الدينشاه يا پسر محمد شاه قاجار بود . از شش سالگي بنا به درخواست و توصيه استاد ني داود به خوانندگي و نوازندگي ارگ و پيانو پرداخت و در اين راه از راهنمايي هاي
مادرش كه پيانو را بسيار خوب مي نواخت بهره ها گرفت ، اولين استاد او پدرش بود و دومين استاد ، مرحوم ميرزا طاهر ضياء ذاكرين رثايي و سومين استادش مرحوم ناصر سيف بوده اند .
بنان در سال هزار و سیصد و بیست و یک خوانندگي در راديو را آغاز كرد ، در آن زمان ، شادروان روح اله خالقي مسئوليت موسيقي راد يو را بر عهده داشت ، روزي كه بنان با عبدالعلي وزيري جهت امتحان به راديو
مي رود در دفتر روح اله خالقي ، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده ، از بنان مي خواهند كه براي ايشان قطعه يي بخواند و او (( در آمد سه گاه )) را آغاز مي كند و صبا هم با ويولون او را همراهي مي كند. هنوز
(( در آمد )) تمام نشده بود كه خالقي به صبا مي گويد : (( شما نواختن ويولون را قطع كنيد )) و به بنان اشاره مي كند (( گوشه حصار )) را بخواند و بنان بدون اندك مكثي ، با چنان مهارت و
استادي (( در آمد حصار )) را مي خواند و به (( سه گاه )) فرود مي آيد كه روح اله خالقي بي اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و مي بوسد و آينده وي را در هنر آواز درخشان پيش بيني مي كند
.
(( صداي بنان ، بسيار لطيف و شيرين ، زيبا و خوش آهنگ است ، كوتاه مي خواند ولي در همين كوتاهي ، ذوق و هنر بسيار نهفته است ، غلت ها و تحريرهاي او چون رشته مرواريد غلطاني ، به هم پيوسته و مانند آب
روان است . من از صداي او مسحور مي شوم ، لذتي بي پايان مي برم كه فوق آن متصور نيست ، تصور نمي كنم خواننده يي به ذوق و لطف و استعداد بنان در قديم داشته باشيم ، و به اين زودي ها هم پيدا كنيم ...
بنان در موسيقي ما از گوهر گرانبها هم گرانبها تر است .))
از سال هزار و سیصد و بیست و یک صداي غلام حسين بنان ، همراه با همكاري عده يي از هنرمندان ديگر از راديو تهران به گوش مردم ايران رسيد و ديري نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شيفتگان فراواني در
سراسر كشور پيدا كرد . خالقي او را در اركستر انجمن موسيقي شركت داد و با اركستر شماره يك نيز همكاري را شروع كرد و از بدو شروع برنامه هميشه جاويد (( گلهاي جاويدان )) بنا به دعوت استاد
ارجمند داود پيرنيا همكاري داشت . بنان در طول فعاليت هنري خود ، حدود چهارصد و پنجاه آهنگ را اجرا كرد و آنچه كه امتياز مسلم صداي او را پديد مي آورد ، زير و بم ها و تحريرات صداي او است كه مخصوص
به خودش مي باشد بنان نه تنها در آواز قديمي و كلاسيك ايران استاد بود ، بلكه در نغمات جديد و مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت . تصنيف زيبا و روح پرور (( الهه ناز )) او بهترين معرف اين ادعا مي باشد .
غلامحسين بنان به سال هزار و سیصد و پانزده خورشيدي به سمت بايگان در اداره كل كشاورزي استخدام شد و بعد از چندي به شركت ايران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت . پس از چند سال به معاونت آن
اداره منصوب گرديد . در سال هزار و سیصد و بیست و یک به تهران آمد و بنا به پيشنهاد مرحوم فرخ كه وزير خواربار بود ، به سمت منشي مخصوص وزير به كار پرداخت . بهد از تغيير كابينه ، به اداره كل غله و
نان منتقل شد و چندي كفالت اداره دفتر و كارگزيني و مدتي هم مسئوليت تحويل كوپن نان تهران را برعهده داشت . در سال هزار و سیصد و سی و دو به پيشنهاد شادروان خالقي به اداره كل هنرهاي زيباي كشور منتقل
شد و به استاد آواز هنرستان موسيقي ملي به كار مشغول گرديد و در سال هزار و سیصد و سی و چهار رئيس شوراي موسيقي راديو شد .غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه هاي گلهاي جاويدان و گلهاي رنگارنگ و برگ
سبز شركت داشته كه ره آورد اين همكاري ها از اين قرار مي باشد :
گلهاي جاويدان بدون شماره در (( شور )) ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( سه گاه )) ، گلهاي جاويدان بدون شماره در (( همايون )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان شماره نود و دو در
(( بيات ترك و ابو عطا )) ، گلهاي جاويدان شماره نود و سه در (( شور )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان شماره نود و هشت در (( ابو عطا )) با تار لطف اله مجد ، گلهاي
جاويدان شماره صد و هجده در (( ماهور )) با ويولون استاد علي تجويدي و سنتور رضا ورزنده ، گلهاي جاويدان هد و هجده مكرر در (( ابو عطا )) با ويولون استاد مهدي خالدي ، گلهاي جاويدان صد و
بیست و چهار در (( بيات ترك )) ، گلهاي جاويدان شماره صد و بیست و هشت در((شوشتري))،گلهاي جاويدان شماره صد و بیست و نه ، گلهاي جاويدان صد و سی ، گلهاي جاويدان صد و سی و یک در
(( سه گاه ))، گلهاي جاويدان شماره صد و سی و دو در (( دشتي )) ، گلهاي جاويدان شماره صد و سی و شش ، گلهاي جاويدان شماره صد و سی و هفت در (( چهار گاه )) با پيانو استاد مرتضي
محجوبي و استاد علي تجويدي ، گلهاي جاويدان شماره صد و سی و هشت ، گلهاي جاويدان شماره صد و سیو نه در (( سه گاه )) با استاد جليل شهناز ، گلهاي جاويدان شماره صد و چهل و سه در (( شور
)) ، گلهاي جاويدان شماره صد و چهل و پنج در (( شور )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و سه در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و نه در (( سه گاه )) ،
گلهاي رنگارنگ شماره صد و بیست و شش در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و سی و چهار در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و سی و شش در (( سه گاه ))، گلهاي
رنگارنگ شماره صد و چهل الف در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و چهل ب در (( افشاري ))، گلهاي رنگارنگ شماره ب مكرر ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و چهل و نه در (( دشتي
)) گلهاي رنگارنگ شماره صد و هفتاد و یک در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و هفتاد و دو در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و هفتاد و چهار در (( سه گاه )) ، گلهاي
رنگارنگ شماره صد و هفتاد و شش در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ شماره صد و نود در (( سه گاه )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و یک در (( ابو عطا )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست
و پنج در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و ده در (( بو سيلك )) ، گلهاي رنگارنگ دویست و ده ب مكرر در (( بوسيلك ))، گلهاي رنگارنگ دویست و یازده در (( سه گاه ))
، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و بیت و هشت در (( افشاري )) ، گلهاي رنگارنگ شماره سیصد و سی در (( دشتي ))، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و سی و دو در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ
شماره دویست و سی و چهار در (( دشتي و ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و سی و هفت در (( ماهور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و چهل و دو در (( شور )) ، گلهاي
رنگارنگ شماره دویست و چهل و پنج در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و چهل و نه در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و پنجاه در (( دشتي )) ، گلهاي رنگارنگ
بختياري ( محلي ) ، شماره دویست و پنجاه و یک ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و پنجاه و دو در (( همايون )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و پنجاه و چهار در (( اصفهان )) ، گلهاي رنگارنگ
شماره دویست و پنجاه و شش در (( شور )) ، گلهاي رنگارنگ شماره دویست و پنجاه و هفت در (( ماهور )) گلهاي رنگارنگ شماره دویست و شصت و پنج در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره
بیست و هفت در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره سی و یک در (( افشاري )) ، برگ سبز شماره ‌ چهل و شش در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره شصت و سه در (( اصفهان )) ، برگ
سبز شماره هشتاد و سه در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره صد و هفت در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره صد و چهل و پنج در (( همايون )) و برنامه هاي متعدد و گوناگون ديگري كه از اين
خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است .
برنامه هاي متعدد و گوناگون ديگري كه از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است .
غلامحسين بنان مدتها بود كه به ناراحتي جهاز هاضمه مبتلا شده بود از طرف ديگر حنجره اش نيز آمادگي بيان نياز هاي درونيش را نداشت و به همين دليل اندك اندك از خواندن اجتناب ورزيد و از صحنه هنر كناره كشيد و
ديگر حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيري نداشت و روز به روز ناراحتي جهاز هاضمه او را بيشتر رنجور مي كرد و متاسفانه كوشش هاي پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگي هاي پري بنان
همسر وفادار و مهربانش هم موثر نيفتاد و سرانجام در ساعت هفت بعد از ظهر پنجشنبه هشتم اسفند ماه هزار و سیصد و شصت و چهار خورشيدي در بيمارستان ايرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت . روحش شاد ،ی

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

بیوگرافی اقای سید علی خامنه ای




رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه اى فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود.

ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه اى مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو

داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
(پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و...

آن شام هم نان و کشمش بود.)
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
(منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60,70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و

معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه

کردند و ما داراى سه اتاق شديم.)
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند.

سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى (دارالتعّليم ديانتى) ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.
در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن (جامع المقدمات) و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند:(عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند).
ايشان کتب ادبى ار قبيل (جامع المقدمات)، (سيوطى)، (مغنى) را نزد مدرّسان مدرسه (سليمان خان) و (نوّاب) خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب (معالم) را نيز در همان

دوره خواند. سپس (شرايع الاسلام) و (شرح لمعه) را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم (آقا ميرزا مدرس يزدى) و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس

سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند

داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از (مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى) و بعدها نزد مرحوم (شيخ رضا ايسى) خواندند.
در حوزه علميه نجف اشرف
آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند

و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق

آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.
در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى

يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت (آب مرواريد) نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه

تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى

گويند:
(به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى (نيکى) است که به پدر، بلکه به پدر و

مادر انجام داده ام). آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در

آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن

روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست

برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که

در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.
مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش (از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند) امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد (سيد

مجتبى نوّاب صفوى) در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و

حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع

شدند. ايشان مى گويند:(همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد).
همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده

سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند

که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين

مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم (12 خرداد 1342) دستگير و

يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا

با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.
دوّمين بازداشت
در بهمن 1342 ,رمضان 1383, آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو , سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با

علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ,سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه , مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان

که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد.

رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.
سوّمين و چهارمين بازداشت
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در

سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار

ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.
پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى (مد ظله) درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
(از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد،

افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت

بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش

بيشترى پيدا کرد).
بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد (کرامت) ، (امام حسن) و (ميرزا جعفر) مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و

روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان:

(پرتوى از نهج البلاغه) تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق

نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از

يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند.

سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان (فقط براى آنان
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است). پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان

ندادند.
در تبعيد
رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه

آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين

قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.
در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، (شوراى انقلاب اسلامى) با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از

سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى (ره) به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از

مشهد به تهران آمدند.
پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و

بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:
پايه گذارى (حزب جمهورى اسلامى) با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
امام جمعه تهران، 1358.
نماينده امام خميني(قدّس سرّه) در شوراى عالى دفاع ، 1359.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و

بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست

جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب

مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati

ابراهیم حاتمی کیا



ابراهيم حاتمي کيا در سال هزار و سيصد و چهل در يک خانواده مذهبي با اصالت آذربايجاني ، در تهران متولد شد. باورها و اعتقادات مذهبي خانواده مانع از تماشاي تلويزيون و راهيابي وي به سينما مي شد و همين کمبود ، عطش وي را تشديد ساخت. آزادي دوران جواني و مصادف شدن با انقلاب اسلامي دو عاملي بود که او را به سوي سينما سوق داد.
حاتمي کيا فارغ التحصيل فيلمنامه نويسي از دانشگاه هنر است. او فعاليت هاي سينمايي اش را از سال هزار و سيصد و پنجاه و نه با نوشتن فيلم نامه و کارگرداني فيلم هاي کوتاه در فضاي جبهه و جنگ آغاز کرد. او که به خوبي ارزش هاي بياني اين رسانه تصويري و قابليت هاي آن در انتقال صريح و در عين حال عميق احساسات را دريافته بود در پي آن برآمد که همه آنچه را که از نا جوان مردي اين جنگ تحميلي و قهرماني ها و تلاش هاي مردان شجاع ايراني در ميدان جنگ ديده بود با اين زبان بيان کند. او با تجربه اي که در ساخت چند فيلم مستند در جنگ کسب کرده بود و استعداد و تيز بيني اي که از آن برخوردار بود شرايط را براي فيلم سازي خود فراهم کرد.
در سال هزار و سيصد و شصت و چهار نخستين فيلم بلند خود را به نام هويت ساخت. او اين فيلم را براي شبکه دوم سيما ساخت. هويت به مسائل اجتماعي روز آن زمان و جريانات پر تب و تاب سياسي سال هاي اوليه انقلاب مي پرداخت و مي کوشيد تصويري واقع گرايانه از گرايشات سياسي آن دوران پر آشوب ارائه دهد. اما برخي اين فيلم را يک سو نگر و جانب دارانه تلقي کردند و اين فيلم را نپسنديدند. با اين وجود هويت فيلمي بود که نشان از ظهور فيلم سازي با افکار نو و ديدگاهي اجتماعي مي داد.
وي در دومين تجربه سينمايي خود فيلم ديده بان (هزار و سيصد و شصت و هفت ) را ساخت. ديده بان يکي از فيلم هاي خوب جنگي ايران است. با وجود اينکه به نظر مي رسد اين فيلم ، فيلم تجربه گرايانه اي بود اما نشان مي داد که حاتمي کيا احاطه بيشتري بر عناصر و دست افزار هاي سينمايي پيدا کرده. تجارب حاتمي کيا در اين فيلم ارزشمند بودند و او را براي خلق آثار بعدي اش که همگي بر گرفته از جنگ و تبعات آن بودند ياري دادند.
فيلم بعدي حاتمي کيا ، مهاجر ( هزار و سيصد و شصت و هشت ) ، يکي از بهترين ، شاخص ترين و مهم ترين دستاورد سينماي جنگي ايران است. مهاجر چه از جهت ساختار تکنيکي و چه از نقطه نظر ارزش هاي مظموني بسيار پخته تر است و بيش از آنکه تجربه سوم يک فيلم ساز جوان به نظر بيايد ، اثر يک فيلم ساز کهنه کار را نشان مي دهد.
در وصل نيکان (هزار و سيصد و هفتاد ) ، حاتمي کيا سعي کرد که احساسات حاکم بر فضاي جبهه و جنگ را به زندگي روزمره در شهر منتقل کند. فيلم با آنکه برخي از نشانه هاي سينماي حاتمي کيا را با خود دارد اما چندان موفق نيست.
اغلب علاقه مندان به سينما و منتقدان از کرخه تا راين (هزار و سيصد و هفتاد و يک ) را بهترين فيلم حاتمي کيا مي دانند. فيلمي که به زيبايي به تبعات جنگ از زواياي مختلف مي پردازد. فيلمي به شدت احساسي که در عين حال ديدي کاملا واقع بينانه دارد و همين واقع بيني بار دراماتيک آن را بيشتر مي کند. از کرخه تا راين تماشاگرش را به تفکر مي طلبد تا کمي درباره ارزش ها و سرنوشت اين چند نفري که از بي عدالتي جنگ درد مي کشند بينديشد. از کرخه تا راين همچنين از بازي هاي خوب هنرپيشگان خود به خصوص علي دهکردي که بي شک بهترين بازي اش را ارائه داده برخوردار است.
فيلم بعدي او، خاکستر سبز (هزار و سيصد و هفتاد و دو ) ، نه تنها در ميان آثار حاتمي کيا بلکه در آثار سينماي جديد ايران تجربه اي متفاوت است. خاکستر سبز ماجراي عشقي دو مليتي را در ميان فضاي جنگ زده کشور بوسني بين يک خبرنگار ايراني و يک دختر بوسنيايي روايت مي کرد. اين فيلم نيز مانند از کرخه تا راين بار احساسي زيادي داشت. در واقع حاتمي کيا از فيلم از کرخه تا راين به بعد که صرفا به تبعات جنگ و مسائل اجتماعي آن مي پردازد اين بار احساسي را حفظ مي کند.
بعد از دو سال دو فيلم بوي پيراهن يوسف و برج مينو را مي سازد. بوي پيراهن يوسف درباره انتظار خود خواسته يک پدر بود که سرانجام مزد اين انتظار را مي گيرد و پسرش را زنده مي يابد. بوي پيراهن يوسف به دليل کشدار شدن قصه و تداخل موضوعي ضرباهنگ کندي دارد. برج مينو هم به نوعي فيلمي شخصي درباره ماجراي شخصي سربازي از جنگ برگشته بود که همسرش را نيز با ماجرايش همراه مي کند.
او در سال هزار و سيصد و هفتاد و شش فيلم آژانس شيشه اي را مي سازد ، فيلمي که بسيار مورد توجه تماشاگران قرار گرفت. آژانس شيشه اي فيلمي به شدت انتقادي بود درباره فضاي پس از جنگ ، فضايي که بسياري از حقايق را فراموش کرده. عمده صحنه هاي فيلم آژانس شيشه اي در يک فضاي بسته آژانس هواپيمايي مي گذرد ، با اين وجود بازي هاي خوب هنرپيشه ها به ويژه پرويز پرستويي که اين فيلم آغاز همکاري دنباله دار او با حاتمکي کيا بود ، ديالوگ هاي زيبا و ماندگار ، مضمون فيلم و پرهيز از جانب داري هاي احساسي نه تنها آن را کسل کننده و کشدار نساخته بلکه تماشايي ، قابل توجه و تفکر برانگيز ساخته.
پروژه بعدي حاتمي کيا ، روبان قرمز ، با وجود آنکه برخوردار از همان مضامين و مفاهيم فيلم هاي حاتمي کياست ولي تجربه اي متفاوت به نظر مي رسد. اين فيلم واکنش هاي متفاوتي را چه از سوي تماشاگران و چه از سوي منتقدان برانگيخت. در سال هزار و سيصد و هفتاد و نه ، حاتمي کيا موج مرده را ساخت. موج مرده درباره تقابل دو نسل است ، پدري از نسل جنگ و پسرش از نسل کاملا متفاوت بعد از جنگ. موج مرده توقيف شد و پخش آن به تعويق افتاد و هنگامي که به اکران عمومي درآمد چندان استقبال نشد. البته موج مرده نسبت به آثار قبلي حاتمي کيا از ارزش کمتري برخوردار است. همچنين حاتمي کيا در سال هزار و سيصد و هفتاد و نه ساخت سريال خاک سرخ را براي شبکه اول سيما آغاز کرد که در سال هزار و سيصد و هشتاد و يک به پايان رسيد. اين سريال به ويژه در فيلم نامه مشکلات زيادي داشت و چند بار بازنويسي هم آنها را برطرف نکرد و حاتمي کيا با مسائلي که در هنگام ساخت خاک سرخ با آنها مواجه شد نتوانست سريال موفقي ارائه دهد.
در سال سال هزار و سيصد و هشتاد حاتمي کيا فيلم ارتفاع پست را ساخت. فيلمي که از نظر ماجرا در سينماي ايران کاملا جديد بود. گروگان گيري در اثر مشکلات اقتصادي و اجتماعي تحميلي از سوي جامعه مضموني بود که ارتفاع پست را در جشنواره فيلم فجر سال هزار و سيصد و هشتاد و يک به فيلم برتر تماشاگران جشنواره بدل کرد. حميد فرخ نژاد استعداد تازه کشف شده بازيگري در اين فيلم بازي خوب و به ياد ماندني از خود ارائه داد. بخش عمده ارتفاع پست در محدوده کوچک و کاملا بسته يک هواپيما مي گذرد اما حاتمي کيا به خوبي محدوديت هاي فيلم سازي در اين فضاها را پشت سر گذاشت. ارتفاع پست آخرين فيلم از حاتمي کياست که به اکران عمومي در آمده.
فيلم بعدي او، به رنگ ارغوان ( هزار و سيصد و هشتاد و سه ) نام دارد که اجازه نمايش نيافت و از جشنواره سال هزار و سيصد و هشتاد و سه هم بازماند. آخرين آثار حاتمي کيا ، به نام پدر ( هزار و سيصد و هشتاد و چهار ) که در دوره بيست و چهارم جشنواره فيلم فجر به نمايش در آمد و دعوت ( هزار و سيصد و هشتاد و شش) که در بيست و ششمين دوره از جشنواره فيلم فجر حضور يافت، واکنش هاي متفاوتي را در بر داشت.

فيلم شناسي
نويسنده و کارگردان:
دعوت ( هزار و سيصد و هشتاد و شش)
سريال حلقه سبز ( هزار و سيصد و هشتاد و پنج )
به نام پدر ( هزار و سيصد و هشتاد و پنج )
به رنگ ارغوان ( هزار و سيصد و هشتاد و سه )
سريال خاك سرخ ( هزار و سيصد و هفتاد و هشت )
ارتفاع پست ( هزار و سيصد و هشتاد )
موج مرده (هزار و سيصد و هفتاد و نه )
روبان قرمز (هزار و سيصد و هفتاد و هفت )
آژانس شيشه اي (هزار و سيصد و هفتاد و شش)
بوي پيراهن يوسف (هزار و سيصد و هفتاد و چهار)
برج مينو (هزار و سيصد و هفتاد و چهار)
خاكستر سبز (هزار و سيصد و هفتاد و دو)
از كرخه تا راين (هزار و سيصد و هفتاد و يک)
وصل نيكان (هزار و سيصد و هفتاد )
مهاجر (هزار و سيصد و شصت و هشت)
ديده بان (هزار و سيصد و شصت و هفت )
هويت (هزار و سيصد و شصت و پنج)
طوق سرخ (فيلم كوتاه هزار و سيصد و شصت وچهار)
كوردلان (فيلم كوتاه هزار و سيصد و شصت و چهار )
تربت (فيلم كوتاه هزار و سيصد و شصت و سه)
صراط (فيلم كوتاه هزار و سيصد و شصت و سه)
نويسندگي: اسکادران عشق
تهيه کننده: توهم (هزار و سيصد و شصت و چهار)
دستيار فيلمبردار: توهم (هزار و سيصد و شصت و چهار)
تدوين کننده: به رنگ ارغوان (هزار و سيصد و شصت و سه)
مشاور كارگردان:
همه زنده بودند (هزار و سيصد و هشتاد و هشت)
حس پنهان (هزار و سيصد و هشتاد و پنج )
تهيه كننده:
به نام پدر (هزار و سيصد و هشتاد و چهار)
عبور (هزار و سيصد و شصت و هفت)
جوايز:
برنده ديپلم افتخار بهترين فيلم مستند از سومين جشنواره فيلم فجر تهران هزار و سيصد و شصت و سه براي فيلم كوتاه صراط
جايزه ويژه هيات داوران در هفتمين جشنواره فيلم فجر تهران هزار و سيصد و شصت و هفت براي فيلم ديده بان
جايزه بهترين فيلمنامه و فيلم از هشتمين جشنواره فيلم فجر تهران هزار و سيصد و شصت و هشت براي فيلم مهاجر
جايزه بهترين فيلم از يازدهمين جشنواره فيلم فجر تهران هزار و سيصد و هفتاد و يک براي فيلم از كرخه تا راين
جايزه بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين كارگرداني از شانزدهمين جشنواره فيلم فجر تهران هزار و سيصد و هفتاد وشش براي فيلم آژانس شيشه اي.
بهترين كارگرداني بخش بين الملل هفدهمين جشنواره فيلم فجر هزار و سيصد و هفتاد و هفت براي فيلم روبان قرمز

These icons link to social bookmarking sites where readers can share and discover new web pages.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • Spurl
  • StumbleUpon
  • Technorati